|
اینها نظریه های تنی چند از کسانی هست که به اقای احمد.ی نژ.اد رای دادن : - "پسر عمه فلان فامیل که بابای دوستش تو شورای شهر فلان جاس میگه که جلوی بخور بخورها رو گرفته ..." . این در حالی بودکه این دوست عزیز در نظر نداشت که اگه جلوی بخور بخورا گرفته شده پس چرا هنوزم پول کافی نداره تا اسم پسرش رو کلاس فوتبال بنویسه . تقی بخوره یا نقی وقتی به تو چیزی نمیرسه چه فرقی میکنه ؟! از قدیم گفتن دیگی که واسه من نجوشه میخوام کله سگ توش بجوشه . -" اگه واقعا میگن تقلب شده دیگه موقعشه که اما.م ز.م ان ظهور کنه ! " ... فکر کرده اما.م زما.ن منتظره ببینه تو ایران چه خبره و این خانوم چی دستور میده تا به غیبت . کب.ری پایان بده . - "بهش رای دادم که زنای ج.ن.د.ه رو از تو خیابون جمع کنه !" .... این رو کسی میگه که به گفته خودش گشت ارشاد بهش گیر داده بوده و احتمالا ماجرای اون نما.ز جما.ع ت با حوریان بهشت رو از یاد برده بوده ! - "شوهر من نوع استخدامش شرکتی بوده ولی تو دوره این آقا قراردادی شده" ..... پاسخ شوهرش بسیار گویاس و نیازی به توضیح من نداره .... " زن وقتی هنوز یخچالمون خالیه چه فرقی داره قراردادی باشم یا شرکتی ! " پ . ن . : همسرم میگه باید برای عقیده دیگرون احترام قائل بود ولی واقعا حالا که این طور دخترا و پسرا دارن تو خیابونا پرپر میشن چه حسی نسبت به این ادما میشه داشت ؟ با چه نامی میشه خطابشون کرد؟
دیگه حوصله ای برای سلام نیست . اخبار کشورم در صدر شبکه های دنیاس و من به یاد ندارم که برای موضوع خوشایندی توجه دنیا رو به خودمون جلب کرده باشیم . این بار از هر بار هم بدتر و دلخراش تر بود . وقتی صحنه کشته شدن ندا رو دیدم کرخ شدم . شوهرم هم مبهوت ایستاده بود و به صفحه تلویزیون نگاه میکرد . ندا خواهر عزیزم . خواب دیدم که سر خونین تو رو توی دامنم گرفتم و زار میزنم ...به ضاربین تو و بانیان این همه بی عدالتی بدترین نفرین ها رو نثار کردم . نفرین هایی که نثار دشمنم هم نمیکردم . عزیزم پیشانی گلگونت رو میبوسم و برای خانواده ات از خداوند صبر و شکیبایی میخواهم . روحت شاد گل پرپرم .
و .....تنبلی بیداد میکنه در وجودم..... همچین که دلم نمیخواد از جام تکون بخورم . چند روزه که از خونه بیرون نرفتم و همش از طریق تلفن و تلویزیون و اینترنت با دنیای بیرون در تماسم . هوای تازه هم که از پنجره میاد تو پس مشکل هوای تازه هم ندارم . خریدها رو هم که همدست ( از کلمه همسر خسته شدم بابا ) انجام میده دیگه اصلا دلیلی برای بیرون رفتن و حضور در اجتماعات انسانی ندارم به جون شما !!!داشته باشید که من با این همه انرژی و خلاقیت و فعالیت میخوام برم کانادا ! ولی از اونجا که خداوند همیشه به من گفته "ببم " مطمئنم که اونجا هم لازم نیست زیاد از خودم انرژی تراوش کنم ! بالاخره این کتاب خوندن ما هم تموم شد. الان دیگه همه ادمها برای من دو دسته هستن یا خون آشام (Vampire )هستن یا گرگ نما (Werewolf ). البته من خودم شخصا گرگ نماها رو ترجیح میدم چون ظاهرا دمای بدنشون بالاس و گرمن . من چون دست و پام یخ میکنه چیزای گرم برام بهتره کلا !! تا حالا فکر کرده بودین که مثلا چند تا از اهداف زندگیتون رو خودتون مشخص کردین و چند تا رو عواملی غیر از خودتون براتون مشخص کردن مثل مامان ...بابا... جامعه.... کلاس گذاشتن و تائیدطلبی ؟ من تازه به این نتیجه رسیدم که هیچ کدوم از اهداف زندگیم رو خودم به طور آگاهانه انتخاب نکردم . واسه همینه که یک عمر از کارهایی که کردم احساس رضایت و شادی نکردم اگر هم احساس رضایتی در کار بوده انگشت شمار بوده . خیلی واسه خودم تاسف خوردم که اینها رو نمیدونستم و کسی هم نبوده که موقع اون تصمیمات سرنوشت ساز بهم بگه که جریان چیه .... راستی عجب انتخابات با مزه ای داریم ما.... هر دوره یه تعداد خاصی کاندید میشن که از همون اول معلومه چه کارن .... یاد فیلمهای هندی میفتم یه تعداد هنرپیشه هستن که هی تو هم وول میخورن. امسال هنرپیشه زنی که معشوقه طرفه پارسال تو فیلم دیگه ای خواهرش بوده یا هنرپیشه مردی که پارسال دشمن زنه بوده امسال عشق نفس گیرشه .... کاندیداهای این انتخابات هم هر دوره نقش عوض میکنن ولی در نهایت تکراری هستن . راستی بعضی از دوستان عنایت داشته باشن که هر کی شجریان گوش نده و واسه سفر به جای شیراز و اصفهان دوبی رو ترجیح بده یا کتابهای فانتزی و روانشناسی بخونه به جای کتابهای سارتر یا صادق هدایت زندگی پوچی نداره بابا . چرا باید روی تفاوت ها برچسب خوب و بد بزنیم ؟؟؟؟ کجای کاریم ما؟؟؟؟
سلام. مدتی نبودم و راستش زیاد دلم واسه اینجا تنگ نشده بود . چه کار کنم یههههههههههههههههو گیر میدم به یه چیزی و یه چیز دیگه رو بی خیال میشم . مهم اینه که خوبم و انشالله که خوبید . کتاب "شفق" رو خوندم خیلی بهم حال داد . از همینجا ارادتم رو به تمام خون اشام های محترم چه از نسل کنت دراکولا چه از نسل پشمعلی خان اعلام میکنم . سرم با این کتاب و دنباله ش گرمه . قسمت سوم رو هم از اینترنت دانلود کردیم و داریم به هر جان کندنی هست به انگلیسی میخونیم . حالم به هم میخوره از کتابهای ترجمه شده ایران که نظم و رشته کتاب رو به هم میریزن و همه عشقها توش افلاطونیه و فقط در حد بوسیدن پیشانی هست و بس ! واسه همین اوریجینال رو ترجیح میدم با اجازه اساتید البته . سفر بودیم دسته جمعی . خیلی خوش گذشت . موفق به پوشیدن ما.یو در انظار (درست نوشتم ؟ )شدیم که خیلی حال داد از همین جا بود که دیگه یقین پیدا کردم من کافری بیش نیستم ! راستی این youtube چه قدر با حاله . از شیر مرغ تا جون آدمیزاد توش پیدا میشه . چند تا چیز جدید یاد گرفتم که تا حالا به کار نبردم ولی وقتی فکر میکنم میبینم که عجب مصداق دارن تو بعضی موارد . ایشان ! عبارتند از : "به خر بگی خون دماغ میشه " و "دوستیها هم بوی شاش گرفته " . حالا فردا کامنت نگذارید که اینا قدیمین و فلان. من تازه شنیدمشون . سر شما کجاها گرمه ؟
سلام . خوبم . خوبید که ؟ - عید خوبی داشتین که ؟ مال ما تعریفی نبود ولی عجیب امید دارم که امسال سال بسیار خوبی برای ما خواهد بود . - چند دفعه هست که خواب عجیبی میبینم . پیرزنی داره یه قفل یه کلید زیر یه درخت گردو چال میکنه ... میخوام برم بپرسم چی کار میکنه ولی میدونم که نباید منو ببینه ..... خدا میدونه که اصلا به این چیزا اعتقادی ندارم ولی خوابهام هم دیگه زیادی واضح و عجیب غریب شدن ولله ! کسی هست که بتونه یه توضیح منطقی بهم بده ؟ - امسال سالی ست که تصمیم دارم دیگه یه کسی سواری ندم یعنی نگزارم کسی از من برای آرامش خودش استفاده کنه و ارامش اون به قیمت آرامش خودم تموم بشه . ( جی شد ! ) که البته ساده نیست و این در راستای افزایش احترام به خودمه . نمیدونم چرا در سی سالگی احساس عجیبی از بزرگ شدن و پخته شدن ( یه چیزی تو مایه های دم کشیدن البته ) دارم . - دوستانی که احوال ما را جویا بودند در این مدت که این طرفا نبودیم خیلییییییییییییی ممنونم . - ما امسال خیال مادر شدن در سر میپرورانیم ! بهاری باشید
سلام . مدت یه هفته س که اینترنت نداشتم . مخابرات کابل برگردون (چی هست اصلا ؟ ) انجام میداده که هنوز موفق نشده آپولوی مربوطه رو هوا کنه . به هر حال ما هستیم در خدمتتون . چه خوبه نمیشه منو ببینید چون الان مثل مامان کوزت ژولیده و داغون هستم . قرار نبود که نظافت کنم ولی خوب ذات ادما رو نمیشه تغییر داد باید حمالی میکردم تا عید بهم بچسبه ! رفتم ارایشگاه که در عرض یه روز همه کارهای یه ساله رو انجام بدم که از بخت بد من آرایشگر معرفی شده یه ناشی تمام عیار بود و رنگی رو روی موهام گذاشت منو شبیه مادربزرگم کرد ! برای کوتاهی مدل مویی رو که میخواستم به هفتاد زبون زنده دنیا همراه با حرکات پر شور سر و دست براش توضیح دادم هر بار گفت " آهاااااااااااااااان ..... خوووووووووووب فهمیدم " و در آخر مدل موهام هم شد مثل مادربزرگ دوستم ! وقتی اومدم خونه داغون بودم ...این همه زحمت و بعد هم این قیافه . ولی تسلیم نشدم و با یکی از دوستانم هماهنگ کردم و همون روز رفتم پیش یکی که واقعا آرایشگری بلد بود موهام رو رنگ کرد که نتیجه بسیار مقبول افتاد ......آی خوشگل شدم ولی چون در هیبت یه کلفت هستم زیاد زیباییم مشهود نیست ! آخرین پنجشنبه ساله و ما میریم دیدن رفتگانی که من هرگز ندیدمشون . امیدوارم روحشون در آرامش باشه . زیاده عرضی نیست . همون که خودتون میدونید . نوروز مبارک ..... سالی سرشار از آرامش ٬رضایت ٬ موفقیت و سلامتی رو برای همه آرزومندم .
سلام . ۱- روزهای عمره که میگذره ... گرچه واسه من انگار زمان ایستاده .....من همیشه ۲۰ ساله هستم !!چند روز پیش چند تا موی نقره ای تو موهام پیدا کردم درست جلوی سرم یعنی تابلو ترین قسمت . چند لحظه رفتم تو فکر . آخرش به این ختم شد " آج جون اگه همش نقره ای بشه پیرزن جیگری میشم !" . ۲- یه سری سی دی به دستم رسیده از سمینارهای دکتر داریوش فرهنگ ... در رابطه با روابط اعضای خانواده . خیلی جالبه . ببینید . به قول خودش زندگیاتون انقدر خوشگل میشه ! ۳- مبخواهیم "نمیتوانم ها" را چال کنیم و براش مراسم تدفین بگیریم . هرچی اصرار میکنم که بابا تو ورق بنویسیم بعد بسوزونیم و بندازیم تو مستراح و سیفون بکشیم تو کتشون نمیره ..... میگن "باید چالشون کنیم .... واسشون قبر بکنیم ....خبر مرگشون ...... عمق چاله هم باید کمتر از دو متر نباشه ". آخرین باری که قبر کَنی کردم دبستانی بودم نمیدونم واسه جوجه بود ؟....ماهی بود؟ تازه نیم متر هم نبود .... دوووووووووووووووو مممممممممممممممتر ! ۴- از اونجایی که هر وقت برادرم مامانم رو حرص میده مامانم چقولیش رو پیش من میکنه و تهدیدش میکنه که "به شبنم میگم !" از طرف داداش گرامی ملقب شدیم به " اصغر لولو " ! ایام به کام
مراسم اسکار رو که دیدید انشالله ؟ مثل همیشه شکوهش باعث میشه گلوم بگیره ! فیلم "اسلامداگ میلیونر" که عملا پول زیادی خرجش نشده بود با یه فقره بیل مکانیکی اسکارها رو درو کرد و برد خونه . حالشو ببرن هندیها . "بن استیلر " یه جا به شوخی گفت که شنیده این فیلم رو با موبایل فیلم برداری کردن ! ( البته فیلم بردارش هم اسکار گرفت ) اما چیزی بیشتر از همه منو خوشحال کرد این بود که آهنگساز این فیلم A.R. RAHMAN دو تا جایزه برد یکی برای آهنگسازی و دیگری فکر کنم آهنگ منتخب فیلم یعنی ترانه و غیره . تازه گلدن گلوب رو هم قبلا برده بود . من تقریبا چند سال پیش یه فیلم ازش دیده بودم که آهنگش همیشه منو میبرد به یه عالم دیگه . وقتی برد انگا پسر عمه م برده ... از خوشحالی گریه م گرفت . آنیل کاپور که به خواب هم نمیدید یه روز تو سالن کوداک بشینه و فیلمی که توش بازی کرده زرت و زرت اسکار ببره ! مبارکه ...... ! A.R. RAHMAN CONGRATULATIONS . YOU DESERVED IT
با اجازه دوتا قر کوچیک بزنم برم ته کاسه ماستم رو بلیسم . - این استقلال خاک تو سر باخته شوهرم چند روزه که پکره ! - این عادل رو هم مثل کش تنبون تا ولش میکنی میره استودیو شبکه سه ! دوشنبه کمه پنجشنبه هم اضافه شده . خطاب به عادل فردوسی پور : آخه مرد زن و بچه رو پنجشنبه ول کردی به جای اینکه برید خونه مادر زن دور هم باشین میای با اون قیافت جمع دو نفره ما رو متفرق میکنی ؟..... از بس ادای تو رو واسه شوهرم در آوردم دهنم گشاد شده ! از بس فحشت دادم دنیا و آخرتم رو نابود کردم ! چرا به جای مجری گری نمیری درس بخونی دکترات رو بگیری باعث افتخار خانواده و انفجار ما از خوشحالی بشی .... هان ؟ نه ...هان ؟ پ. ن. : عادل تو یکی از بد لباس ترین مردایی هستی که تا حالا دیدم .... حالم از اون کت چهار خونه ت که وقتی میپوشی مثل خل ها میشی به هم میخوره ! پ.ن. دوباره : خدا رو شکر داریم میریم کشوری که ملتش تا حالا در ک.و.ن مرغ هم لگد نزدن چه برسه به توپ !!
سلام . خدای من شاهده که خیلی دلم میخواد بنوسیم ولی انگیزه منگیزه ندارم ! ولله الان عید رو تبریک بگم خیلی ضایع نیست ؟ بگم ؟ نگم ؟ من که خودم تو حال و هوای عید نیستم . مردم خونه تکونی شون رو شروع کردن من یه هفته س که دست به خونه نزدم ......چی کار کنم خوب راستش مسافرت بودم بازم . دیگه بسمه . ترکیدم از بس رفتم سفر ! (البته اگه منم که باز بگن بیا میرم ). من دلم شروین میخواد ! چیه این ولنتاین .... هی خرس و گربه و سگ قلب به دست ریخته تو ویترین این مغازه ها .... ایش . امروز با خدا تو یه باغ قشنگ بودم ... با درختهای تنومند . چسبیده بودم بهش از بغلش پائین نمیومدم. خیلی حال داد . یه چیزهایی بهم گفت که مهمترینشون عبارتند از : ـ خیلی شجاعی عزیزم . ـــ این قدر سخت نگیر ــ هیچ متوجه شدی که وقتی بد اخلاقی توقعت از دیگرون چند برابر میشه؟ ــ تو برای من مثل یه بچه شیرین هستی که از اشتباهاتت هم لذت میبرم - نمیخواد واسم گل بچینی همین که احساس رضایت میکنی برام کافیه - پیشتم تنها نیستی . ( البته این آخری رو همیشه میگه ولی من زود یادم میره ! ) یه اتفاق خوب افتاده که از شما دوستان عزیزم میخواد همین الان که این پست رو خوندید دعا کنید بر تداوم این اتفاق .... عیدتون ... ولنتاینتون .... و باقی چیزهاتون مبارک !!
|
About
اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 Specific
بلاگ کد
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
انتخاب وبلاگ برتر
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
LinkDump
کانادا جون |