یک قطره صبح
مثل همه و با همه متفاوت .... به کلبه کوچیک من خوش اومدین .
عجب سفر لازمی بود . خداوندا را سپاس . هوای مرطوب شمال واسه پوست معجزه س . تو این چند روز خیلی احساس هلو بودن کردم . حتی یه بار موقعی که داشتم جلو آینه قربون خودم میرفتم و قمیش میومدم دستگیر شدم . ولی ذره ای از حس خود پرستیم کم نشد خوشبختانه ! در پست قبلی حسابی طوفان به پا کردم و ادعا کردم که زنان همسفرانمان را به پا خواهم خیزانید ! بله .... نه تنها آنها را به پا خیزانیدم بلکه خود نیز به پا خواستم و آنقدر در این سفر ظرف شستم که دستم با سنباده رقابت میکرد و برای سابیدن ظروف روحی کافی بود که من دستم رو کف قابلمه بکشم تا همه ته دیگها خراشیده بشن ! حسابی کار کردیم و و من مدام با خودم تکرار میکردم که " برم خونه یه استراحتی بکنم !!" .......بگذریم . در این سفر کودکی همراهمان بود که از بس ونگ زد ما را از عرش اعلا که با کمک آب شنگو. لی به آن صعود کرده بودیم پائین کشید و همه در دلمان گفتیم خداوندا این همون جزاییه که تو برای مسکر خواران مقرر کردی ..... روی اعصابم حسابی بابا کرم رقصید این بچه . ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا . تو این سفر هم این مردا فوتبال نگاه کردن . خیلی از مردای ایرانی معنی سفر و تعطیلات رو نمیدونن . بالاخره سفر با خونه باید یه فرقی داشته باشه یا نه ؟ .................به جهنم . راستی من خیلی منفی نگر شدم این روزا و از همه چی ایراد میگیرم . تا حالا دیدید کسی واسه تولد خانومش هدیه که نگرفته هیچی یه بستنی هم به زور التماس همسفرا میخره و بعد هم هی میپرسه "خوشمزه س ؟" یه جوری که دلت میخواد بستنی رو عق بزنی تو صورتش؟ من دیدم و دلم برای خانومش واقعا کباب شد و یه جوری که شوهرم متوجه نشه به سبک هندیها خم شدم و لنگ شوهرم رو بوسیدم . عجب گزارش خاله زنکی بود . راستی تو پست قبلی یکی کامنت گذاشته که " چقدر اوس تشریف دارین." شخصا دو برداشت از کلمه " اوس " داشتم . یکی " لوس " بود که یعنی من خیلی لوس هستم . که خوب باید من هم در جواب بگم "قربونم بری" . دیگری مخفف کلمه "اوستا " هست که یعنی چقدر با حالی و از این حرفا که در جواب باید عرض کنم " قربونت برم " . پ.ن . : د رپست های آتی سعی خواهم کرد مطالب وزین تر و عبرت آموزتری از خودم در بکنم ! تا نفس هست لبخند به لبهایتان . همسرم چند روزی مسافرت بود و من حسابی با تنهایی حال کردم . نه به خونه کسی رفتم و نه از کسی دعوت کردم که تنهاییم رو باهاش تقسیم کنم . آخه میخواستم همش مال خودم باشه ....در تنهایی یه همدم خفن داشتم به نام " LOST" که خودم رو باهاش خفه کردم .... هی دیدم هی تموم نشد هی دیدم هی ادامه داشت .... که البته به خاطر ادامه دار بودنش موندم تو خماری ! البته فکر کنم که من جزو اخرین نفراتی هستم که این سریال رو میبینم.... در ضمن از همین الان بگم که به " سویر" چشم بد نداشته باشید که مال خودمه ! چند روزی اصلا تو اینترنت و اینها نبودم و دلم حسابی تنگ شده بود . یه مطلبی تو مجله "همشهری جوان " خوندم با عنوان "معتادان اینترنتی" ..... و در همین راستا یه خبر مهم دارم .... مننننننننن هم معتاد اینترنتی هستمممممممممممممم. البته بگید "خاص" هستم بهتره ! من سی سالم تموم شد و پا به سی و یک گذاشتم .... کاش احساس خاصی نداشتم ولی دارم و اون اینکه که دارم مسن میشم ! نههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه !.....وای حالم بد شد.... من میرم اب قندی چیزی بخورم ! تا چند روز دیگه مسافر هستم . در این مسافرت همراهان مرد ما بسیار از من وحشت دارن چون فکر میکنن که من یه فیمینیست دو آتیشه هستم که همسرانشون رو بر ضد آنها میشورانم ! که البته این نشات گرفته از ذهن بیمارشون هست ......من یه زن مطیعم ! مثلا این یه نمونه از ظلمی هست که در حق من میشه ..... شوهرم :" ضعیفههههههههههههههههههههه ..... بیا برات هدیه خریدم! "..... از نمونه راه کارهای پیشنهادی من به همسران ببو گلابی اونها اینهاست : ما زنها تو مسافرت کار نمیکنیم و دست به سیاه و سفید نمیزنیم ...... ما چمدانهای خودمان را میبندیم و کاری با وسایل شوهر مربوطه نداریم خودش باید وسایلش را جمع کند ...و کمثلهم ...... ایا من فیمینیست هستم ؟ اره هستم تا جونشون درآد ! دیگه فعلا حرفی ندارم ...نتایج این تعالیم رو در مسافرت متعاقبا به اطلاع عموم خواهم رسوند ... تابعد . راهتان هموار. ۱-امروز با همسرم رفتیم پیش متخصص مهاجرت ! خوشبختانه بر خلاف حرفهایی که دوستم را کمی نا امید کرده بود مااز در دفترش بسیار امیدوار بیرون اومدیم . یه مشکل من این بود که در فرم میزان توانایی زبان انگلیسی رو high زدم ولی راستش خیلی سختم بود که بخوام تو آیلتس اینقدر نمره بالا بگیرم . خوشتبختانه متوجه شدم که چون کل نمره مون بالا میشه میتونم مدارک متوسط هم برای زبان ارائه بدم . خیلی خیالم راحت شد. ....راستی گفت که نیرو روی زبان فرانسه نگذارم و بچسبم به همان انگلیسی........ برای ده دقیقه بله و نخیر گفتن مبلغ بالایی به عنوان حق مشاوره پرداخت کردیم ! ۳-هدیه هام داره خیلی زودتر میرسه ! تا حالا که خیلی پر برکت بوده و حسابی خوش خوشانم بوده . ۵- سریالهایی با پایان شل تر از آب دوغ خیار..... اینها فکر میکنن با کی طرفن ؟! عید فطر بر همه مبارک . امیدوارم که این ماه رمضون ماه پرباری بوده باشه هم جسمی و هم روحی . خوش باشید . ۱-روزهای سختی رو پشت سر میگزارم دوستان !تقریبا روزی دو ساعت ( دور از جونم لال شم اگه دروغ بگم ) رو صرف سرچ ! کردن در گوگل میکنم تا عکس محصولات معروف ارایشی و بهداشتی رو ببینم . هی میگردم تا بالاخره محصول مورد نظر رو رویت میکنم و بعد شروع میکنم به فحش دادن به زمین و زمان که چرا ما به اینها دسترسی نداریم . بعد هم یه کم مویه و بعد میرم سراغ محصول و برند بعدی . حالم خوب نیست به خدا ! ۲-یه خانومی هست که سنش سن مامان منه و بعد از سالها زندگی در آمریکا اومده ایران و داره تنها زندگی میکنه وقتی شنید که در نوبت مهاجرت هستیم حسابی حال منو جا آورد از بس که بد گفت از زندگی خارج ..... ولی من یکی حاضرم این ریسک رو به جون بخرم.... . ۳- تو این هفته وقت وکیل داریم .... بریم ببینم ما رو راه میدن یا نه . اگه نکته مفیدی داشت حتما در اختیارتون میگزارم . ۴- دیروز در حال غور در آب بودم که یه شئ درخشان توجهم رو جلب کرد و از انجا که عاشق این هستم که برم کف استخر رو لایروبی کنم رفتم و دیدم که شئ مربوطه یه گوشواره طلاس.. کته یقور این هوا ! ظاهرا طرف فکر کرده تو استخر فشن شو هست یا اینکه داره میاد عروسی . خلاصه همون جا زیر آب کف کردم به خدا (لازم به ذکر است که شئ در عمق سه متری بود که این مهارت منو در شنا به شما خوانندگا خاطر نشان میکنه !) ۵- خیلی لاغر شدم ... شلوارهام داره میفته از تنم . الان ۴۸ کیلو هستم ! ولی یه جورایی هم خیلی حال میکنم با این لاغری . ۶- جووووووووووووووووووووووون پائیز برگریز رو عشق است . ۷- دیروز روز خوبی بود . امروز روز خوبی هست و به یقین فردا روز خوبی خواهد بود. امیدوارم قلبهایمان به گرمی بتپد . درخواستهایی!! داشتم مبنی بر اینکه تولدم چه روزیه . من با افتخار تمام اعلام میکنم که من در روز "جشن مهرگان" یعنی ۱۶ مهر به دنیا آمدم .... آمدم که یا من پدر دنیا رو درآرم یا اون بابامو بیاره جلو چشمم . راستی در همین روز مقدس !! ( گذشته از شوخی واقعا برای زرتشتیان عزیز روز مقدسی هست و من در همین جا این روز عزیز رو به خودم و جامعه زرتشتیان تبریک عرض میکنم ! ) از ده خانم و بانوی وبلاگ نویس تقدیر خواهد شد. مکان و ساعت به زودی اعلام میشه . خیلی دلم میخواد بعضیها رو از نزدیک ببینم و در آغوش بگیرمشون . برای اطلاعات بیشتر شما : برترین وبلاگ نویسان زن ایران دعایی هست که یکی از دوستان عزیز به نام سمیه در کامنت دانی ویولت از خودش به جا گذاشته که به نظرم دعای بسیار زیبایی اومد . امیدوارم که اثرش هزاران برابر زیباییش باشه . یادمون نره برای بیمارا دعا کنیم و برای سلامتی خودمون سپاس به جا بیاریم .... که هر جا هستید امیدوارم که جسمتان سلامت ... روحتان سرشار از آرامش ، سعادت و عشق حقیقی باشه . آسمانتان آبی.
۲-خوشحالم این روزها داره گره مسائلی که من و خانواده م رو نگران کرده بود یکی یکی باز میشه .
۴-چند روز پیش توی یه گردهمایی بودیم . یه خانم خیلی با اطلاعات صحبت کرد . احساس کردم که با حرفاش روح تازه ای به تصوراتم دمید. در همون حین یه خانم دیگه ای هم که از قبل میشناختمش رفت و کمی حرف زد حرفاش بوی موندگی میداد.... اطلاعات بیات .... نتونستم که مقایسه نکنم و با تمام وجود به هوای تازه سلام و درود گفتم .یکی کتاب میخونه و به روز میشه ویکی هی همون جمله هی قدیمی رو تکرار میکنه .....
از فردا میخورییییییییییییییییییییییییییییییم.........yeah !
| Design By : Night Skin |

