یک قطره صبح
مثل همه و با همه متفاوت .... به کلبه کوچیک من خوش اومدین .
چند وقت پیش مطلبی خوندم در مجله " همشهری جوان" با این مضمون : " رئیس دانشگاه آزاد اسلامی رودهن : بازرسی محتویات کیف دانشجویان یک رویه روتین و همیشگی نیست و به صورت تصادفی انجام میشود! " خواستم از نظریات شما هم در این مورد مطلع بشم . به نظر شما کدامیک از موارد زیر ممکنه د رکیف قربانی یه "عملیات تصادفی غیر روتین" پیدا بشه ؟! ۱- نوار بهداشتی ۲- کا.ندوم با طعم آلوورا ۳- سی دی سانسور نشده مجوعه یوزارسیف و زلیخا ۴- فیلم دکتر بازی گلشیفته و لئوناردو لطفا شماره گزینه مورد نظر خود را به شماره ۲۰۰۹۰ ارسال کنید و در قرعه کشی موسسه ما.لی و اعت .باری " کمثل الحمار " شرکت کنید. پ.ن : خدا رو شکر که فعلا قصد ادامه تحصیل نداریم و موارد فوق الذکر را تو گنجه خونه میگزاریم به تو کیفِ دفترو دستک دانشگاه ! مدتی بود که نمیتونستم وارد شبکه بشم . به علت مشکلات نرم افزاری و دانش فراوان بنده البته !! یه شعر دارم که خیلی باهاش حال میکنم ... حوصله کن و بخون .... به آدم حال خوبی میده . زیباترین دریا را هنوز نپیموده اند زیباترین کودک هنوز بزرگ نشده زیباترین روزهامان را هنوز ندیده ایم و زیبا ترین واژه ها را هنوز برایت نگفته ام ..... ناظم حکمت مدتها بود که میدونستم در تدارک رفتن از ایرانه ولی بارها و بارها سعی کردم که خودم رو با فکر دیگری مشغول کنم ... چون فکر کردن به رفتنش برام غذاب اور بود . هر جا که سکوت و طبیعت بود و من با خودم خلوت میکردم فکر اینکه دیگه نمیتونم به راحتی ببینمش مثل پنجه ای گلوم رو میچسبید . بالاخره رفتنش قطعی شد. برای که ببریمش فرودگاه و به قولی ازش خداحافظی کنیم رفتیم خونشون . خونه شلوغ بود و پر از مهمون. خودش در تکاپو و خسته . نصفه شب توی فرودگاه همه ناراحت و گریون بودن. میدونستم که خودش اینقدر حالش خرابه که حوصله گریه دیگرون رو نداره واسه همین سعی کردم خودم رو کنترل کنم که موفق هم بودم . دوربین رو روشن کردم و فقط لحظه ای رو که بعد از خداحافظی هول هولکی از گیت گذشت و پشت یه پارتیشن گم شد رو گرفتم . لحظه ای که حتی فرصت نشد بهش بگم که به دوربین نگاه کنه . همین برام کافی بود . به خونه خودشون برگشتیم . چند نفر بیشتر نبودیم . بی اختیار رفتم توی اتاقش . اتاقی که توی ۲۵ سال زندگیم هرگز خالی از حضورش نمونده بود . اتاقی که وسایلش همیشه با سلیقه و مرتب چیده میشد . چند دقیقهای توی اتاق ایستادم . رو تختیش مثل همیشه مرتب شده بود . رفتم سراغ کشوهای دراور . نیمه باز بودن و خالی ....... کشوهای که هیچ وقت این طور خالی نمونده بود . اتاق خالی بود .... خالی از حضور اون و تمام وسایل متعلق به اون .یه دفعه یه خلا سرد دوره م کرد. انگار پرده انکار کنار رفته بود. دلم داشت میترکید. نشستم کف اتاق و های های گریه کردم ... گریه کردم .... گریه کردم . تا حالا هیج وقت اینقدر دوریش رو احساس نکرده بودم . حتی زمانی که بنا به دلایلی به دیدنش نمیرفتم . نمیرفتم ولی میدونستم که هست و داره هوای این شهر رو تنفس میکنه و خودم هم نمیدونستم که در واقع همین مایه دلخوشی من بود . اون همون هوایی رو نفس میکشید که من . وقتی کمی خالی شدم . پتو و بالشی آوردم و همونجا پائین تختش دراز کشیدم . آخه وقتی میرفتم پیشش و شب میموندم همیشه پائین تختش میخوابیدم . پتو رو کشیدم روی سرم میخواستم تو حال خودم باشم . در اتاق اروم باز شد عمه بزرگم وارد اتاق شد . فکر کرد که من خوابم . دوش گرفته بود و تن پوش اون تنش بود . اومد یه گوشه تخت نشست . شنیدم که اروم داشت گریه میکرد. مویه ای که حالا به هق هق بلندی تبدیل شده بود . من هم زیر پتو همراهش گریه کردم و همصدا باهم برای برای دردی مشترک اشک ریختیم . هرگز عمه بزرگم رو در حال گریه با صدای بلند ندیده بودم و تا الان هم ندیدم . تا مدتها بعد وقتی سر روی بالش میگذاشتم گریه م میگرفت و با خودم میگفتم که هر چی رشته های پیوند محکم تر و عمیق تر باشن کندنشون درد بیشتری داره پس گریه میکردم تا درد کمتری احساس کنم . الغرض .....امشب نمیدونم چرا یک دفعه یاد اون لحظه ها افتادم و دوباره همون بغض اومد سراغم .دیدم شوهرم ممکنه از صدای هق هق دلتنگی که نمیدونم چرا دریچه قلبم رو باز کرده و اومده بیرون بیداربشه واسه همین اومدم اینجا بنویسم شاید حس دلتیگیم براش کمتر بشه . میدونم میشه تلفن زد ... میشه ای میل زد ولی شاید دلم واسه اون لحظه هایی که دیگه تکرار نمیشه پر میزنه ....... نمیدونم.... شاید. گاهی دلم میخواد تا پایان آهنگی دیوونه وار برقصم ..... جای نگاههای متعجب با نگاههایی که تک تک حرکاتم رو دنبال میکنن عوض بشه .....با اوج گرفتن آهنگ پرواز کنم و در پایان آهنگ مثل یه پرنده خواستنی و زیبا بال به زمین بکشم و آروم بگیرم ......... احساس اینکه یه کاری رو تا تهش رفتی و حس کردی تو اون کار واسه خودت خدایی کردی حس بی همتاییه .![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

