یک قطره صبح
مثل همه و با همه متفاوت .... به کلبه کوچیک من خوش اومدین .
کتابی دارم میخونم با عنوان " تولدهای جادویی " . واسه کسانی که میخوان مامان بشن و سلامتی روح جنین در دوران بارداری واسشون مهمه این کتاب واقعا ایده آله . یعنی اگه به انرژی مثبت دادن به جنین معتقد هستید کتاب خوبیه . پدر بزرگم هر وقت میخواد منو به عنوان نوه بزرگ دختری توصیف کنه پیش کسی همیشه یه خاطره تعریف میکنه یه این مضمون : این دختره از بس شیطون بود از دیوار راست بالا میرفت . یه بار تو کوچه با پسرا کل انداخته بوده که کی میتونه از درخت بره بالا و از شاخه شکسته آویزون شه و تاب بخوره ... چون همه عقلشون از این دختر ما بیشتر بود نرفتن و خودش رفت ... آویزون شاخه شدن همان و از درخت افتادن تو جوب آب همان . بعد پا شده واستاده پر رو پر رو به پسرا نگاه کرده و بعد دیگه نفهمیده چی شده . منم از همه جا بیخبر تو حیاط بودم که دیدم یکی از پسرا این دختر رو انداخته کولش و به یاری بقیه دارن این خانوم رو که بیهوش شده میارن خونه ! گذاشتیمش رو تخت و آبی به صورتش زدم دیدم چشاشو باز کرد و یه هو گفت : اییییییییییییییییییی وایییییییییییییییییییییییی بابایی من کور شدم...من کور شدم ......نمیتونم ببینم ..... من ... کور ...شدم .....ااااااااااااااااااااااااا " . نگو از شدت ضربه بینایی مختل شده بوده ......قاه قاه قاه قاه ....... . منو تصور کنید که دارم مثل دبه سوراخ که ازش شر شر آب میاد عرق میریزم از خجالت ! بازم یه سوال فنی : چرا من اینقدر با تنهاییم حال میکنم ؟ لطفا اگه توضیح علمی دارین بفرمایید وگرنه الکی ذهنمو منحرف نکنید لطفا ! زیاده عرضی نیست . آرامش مهمان دلهاتان باد من برگشتم به وطن ... بسیار خوش گذشت . شما اینجا از سرما میلرزیدید ولی ما بر روی لنج از نسیم دریا لذت میبردیم . بسیار خرید کردم در حد ترکیدن .... در حد اور دوز .... در حد اشباع . خیلی حالم خوبه به جون شما . بسیار ماهی تازه تناول کردیم و میگو تازه خوردیم و در جای جای مغزم قلمبه قلمبه فسفر یافت میشه ! مردم همیشه در صحنه در انجا هم دسته بازی میکردن و هی دور خودشان میچرخیدن. در انجا هم این شمر بی خانواده با لباس قرمز خوشرنگش با ترکه نمیدونم چی چی بچه ها را کتک میزد و مردم هم زیر لب فحشش میدادن و به صورت نمادین از چشمانشان آب فشانی میکردند . با دیدن قیمت های آنجا از خوشی میخواستم تمام فروشنده ها را یکی یکی ماچ کنم ! در آنجا از پراید قزمیت خبری نبود و هر چه بود ماشین مدل بالا بود و بس . میگم بد نیست منم مثل بعضی ها از خریدهام عکس بگیرم بگزارم اینجا تا راجع به آنها نظر بدهید !! هنوز خسته راهم به جون شما . جونتون سلامت. ۱- سرما خوردم .... مردم از بس که جان نداشتم ! ناودانم چکه میکرد و من ناله . ۲- داشتن یه دشمن عاقل به خدا به خدا به خدا به هزار دوست نادون و کم عقل می ارزه . همچی دشمنی رو باید سفت چسبید واقعا . ۳- مرض خرید مجددا عود کرده . محلش نمیدیم ولی آی جفتک میندازه . ۴-به من بگید چرا گاهی آدما موفق میشن که منو غمگین کنن ؟ ۵-کتاب "زن واسپرده " روشهای خوب ولی سختی جهت گوش مخملی کردن آقایون ارائه میده . اکنون در شوهر داری نظیر و لنگه و غیره ندارم . ۶- دارم میرم سواحل زیبای جنوب. یه هفته نیستم . ۷- شاد باشید و صد البته سالم و سلامت . چند روز پیش دلم خیلی گرفته بود . همین طور الکی با دنیا قهر کرده بودم . میخواستم برم خونه مامانم . هوا تاریک شده بود و دیروقت هم بود . وایسادم منتظر تاکسی . خیلی شلوغ بود . با خودم گفتم که خدایا خودت یه ماشین خوب برسون که هم راحت باشه هم یارو خیلی یه باشماغ نباشه ! یه ماشین پراید سفید فرتی اومد ... وقتی مقصد رو گفتم یه کله پر از ریش و پشم سرش رو به نشانه تصدیق تکون داد و من و چند تا خانوم دیگه رو سوار کرد . جالبه که اصلا جواب هیچ مردی رو نداد و فقط لیدی سوار کرد . چند متری جلو رفته بود که دیدم داره ماشین داره پرواز میکنه ! یه نگاهی به یارو انداختم دیدم به به چشاش قرمزه و سیگارش هم به راه . فهمیدم که خوب توپ کرده لامصب ! الان هم احتمالا فکر میکنه که سوار فضا پیمای سولاریسه ! خیلی با احترام پرسید: خانوما صدای موزیک که اذیتتون نمیکنه ؟ من در حالی که داشتم کمربندم رو میبستم گفتم خیر . آقا موزیک گذاشت "سا.سی مانکن " صداشو برد بالا اون قدر که قلبم مجبور شد خودشو با دوم دوم آهنگ تنظیم کنه و خودش واسه خودش نزنه ! .... بعد از چند دقیقه دیدم آدرنالین خونم زده بالا از چشام داره میزنه بیرون ! همچین احساس سرخوشی میکردم که دلم میخواست دست بزنم و درجا قر بدم ! سرعت .... موزیک .... آی با حال بود ! بعد یه دفعه به خودم اومدم... با خودم گفتم این همه شادی از کجا اومد ؟ نکنه یارو یه چیزی قاطی سیگارش کرده داره هممونو دسته جمعی میبره فضا ! هرچی بو کشیدم دیدم نه بابا خبری نیست . خیالم که راحت شد به حال کردن به طور مضاعف ادامه دادم . یارو که دید من خیلی کیفورم همچی لایی میکشید و به من نگاه میکرد و منم لبخند میزدم که آره بابا کارت درسته ! با این آدرنالین بالا فقط ناقص میشیم نمیمیریم ... تو برو ! سالم رسیدیم خدا رو شکر . وقتی پیاده شدم یه " متشکرم " غلیظ گفتم . یارو هم غش غش خندید. از اون روز آی سرحالم . آی حالم خوبه ! تقریبا روزی یه بار آهنگ دوم دوم میگزارم و بالا و پائین میپرم . خلاصه دیسکو به راهه خوشحال میشیم تشریف بیارید . دی جی هم خودمم !
![]()
.![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

