تبليغاتX
یک قطره صبح


یک قطره صبح

مثل همه و با همه متفاوت .... به کلبه کوچیک من خوش اومدین .

 

 

یک مسابقه هست که داره از یکی از کانالهای ترکیه پخش میشه و اسمش به زبون ما میشه "غذا مهمون هستیم " یا " داریم غذا میخوریم " . فرمتش این جوریه که ۵ نفر میشن یه گروه و هر شب یکیشون شام بقیه رو مهمون میکنه و اعضا برای هر غذا نظر میدن و اشکالاتش رو میگن و آخر شب که میرن نمره میدن به صاحب خونه . مسابقه جالبیه . تو گروه معمولا ۲ تا مرد هم هستن که اکثرا خانومها به علت حسادت و بخل به همجنسشون کم نمره میدن و در نهایت مردا با یه میز آشفته و غذای شَپر شِرتی برنده حدود ۵یا ۶ میلیون خودمون میشن . اولش همه فقط راجع به غذا نظر میدادن الان راجع به خطهای رو قاشق چنگال و بلندی گل وسط میز و مدل لباس صاحب خونه نظر میدن و خلاصه بلبلشویی میشه که بیا و ببین . من از نوجوانی چون اول ما.هواره ترک اومد ایران به این کشور علاقه دارم . گرچه تا حالا نرفتم ترکیه ولی تقریبا فرهنگشون رو خوب میشناسم و میدونم که خیلی خاله زنک هستن . چیزی که تو این مسابقه حرص منو در میاره اینه این ملت بنا به عادت هنوز خیلی از غذاهاشون رو با دست میخورن و هنوز خیلی از مرداشون با آروغ از زنشون واسه غذا تشکر میکنن و .... ولی تو این مسابقه میز میچینن و از کارد برای بریدن گوشت استفاده میکنن .....و با مزه اینکه گیلاس مخصوص شراب میزارن ولی توس کولا و آب میخورن ! خلاصه اینکه خوب بلدن حفظ آبرو کنن . البته من فعالیت دولتشون رو برای جذت توریست تحسین میکنم . ببین چیه که زیدان چند سال پیش رفته بود اونجا تعطیلات و یا خود ما تابستون واسه اینکه بریم آنتالیا دو تیک بپوشیم کلی پول میریزیم تو دامنشون . بگذریم .....

کتابی دارم میخونم با عنوان " تولدهای جادویی " . واسه کسانی که میخوان مامان بشن و سلامتی روح جنین در دوران بارداری واسشون مهمه این کتاب واقعا ایده آله . یعنی اگه به انرژی مثبت دادن به جنین معتقد هستید کتاب خوبیه .

پدر بزرگم هر وقت میخواد منو به عنوان نوه بزرگ دختری توصیف کنه پیش کسی همیشه یه خاطره تعریف میکنه یه این مضمون : این دختره از بس شیطون بود از دیوار راست بالا میرفت . یه بار تو کوچه با پسرا کل انداخته بوده که کی میتونه از درخت بره بالا و از شاخه شکسته آویزون شه و تاب بخوره ... چون همه عقلشون از این دختر ما بیشتر بود نرفتن و خودش رفت ... آویزون شاخه شدن همان و از درخت افتادن تو جوب آب همان . بعد پا شده واستاده پر رو پر رو به پسرا نگاه کرده و بعد دیگه نفهمیده چی شده . منم از همه جا بیخبر تو حیاط بودم که دیدم یکی از پسرا این دختر رو انداخته کولش و به یاری بقیه دارن این خانوم رو که بیهوش شده میارن خونه ! گذاشتیمش رو تخت و آبی به صورتش زدم دیدم چشاشو باز کرد و یه هو گفت : اییییییییییییییییییی وایییییییییییییییییییییییی بابایی من کور شدم...من کور شدم ......نمیتونم ببینم ..... من ... کور ...شدم .....ااااااااااااااااااااااااا " . نگو از شدت ضربه بینایی مختل شده بوده ......قاه قاه قاه قاه ....... . منو تصور کنید که دارم مثل دبه سوراخ که ازش شر شر آب میاد عرق میریزم از خجالت !

بازم یه سوال فنی : چرا من اینقدر با تنهاییم حال میکنم ؟ لطفا اگه توضیح علمی دارین بفرمایید وگرنه الکی ذهنمو منحرف نکنید لطفا !

زیاده عرضی نیست . آرامش مهمان دلهاتان باد

نوشته شده در یکشنبه 29 دی1387ساعت 1:29 بعد از ظهر توسط شبنم | |

 

من برگشتم به وطن ... 

بسیار خوش گذشت .

 شما اینجا از سرما میلرزیدید ولی ما بر روی لنج از نسیم دریا  لذت میبردیم .  

بسیار خرید کردم در حد ترکیدن .... در حد اور دوز .... در حد اشباع . خیلی حالم خوبه به جون شما .

بسیار ماهی تازه تناول کردیم و میگو تازه خوردیم و در جای جای مغزم قلمبه قلمبه فسفر یافت میشه !

مردم همیشه در صحنه در انجا هم دسته بازی میکردن و هی دور خودشان میچرخیدن. در انجا هم این شمر بی خانواده با لباس قرمز خوشرنگش با ترکه نمیدونم چی چی بچه ها را کتک میزد و مردم هم زیر لب فحشش میدادن و به صورت نمادین از چشمانشان آب فشانی میکردند .

با دیدن قیمت های آنجا از خوشی میخواستم تمام فروشنده ها را یکی یکی ماچ کنم !

در آنجا از پراید قزمیت خبری نبود و هر چه بود ماشین مدل بالا بود و بس . 

میگم بد نیست منم مثل بعضی ها از خریدهام عکس بگیرم بگزارم اینجا تا راجع به آنها نظر بدهید !!

هنوز خسته راهم به جون شما . 

جونتون سلامت.

.

نوشته شده در شنبه 21 دی1387ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط شبنم | |

 

 

۱- سرما خوردم .... مردم از بس که جان نداشتم ! ناودانم چکه میکرد و من ناله .

۲- داشتن یه دشمن عاقل به خدا به خدا به خدا به هزار دوست نادون و کم عقل می ارزه . همچی دشمنی رو باید سفت چسبید واقعا .

۳- مرض خرید مجددا عود کرده . محلش نمیدیم ولی آی جفتک میندازه .

۴-به من بگید چرا گاهی آدما موفق میشن که منو غمگین کنن ؟

۵-کتاب "زن واسپرده " روشهای خوب ولی سختی جهت گوش مخملی کردن آقایون ارائه میده . اکنون در شوهر داری نظیر و لنگه و غیره ندارم .

۶- دارم میرم سواحل زیبای جنوب. یه هفته نیستم .

۷- شاد باشید و صد البته سالم و سلامت .

 

نوشته شده در یکشنبه 8 دی1387ساعت 7:44 بعد از ظهر توسط شبنم | |

 

چند روز پیش دلم خیلی گرفته بود . همین طور الکی با دنیا قهر کرده بودم . میخواستم برم خونه مامانم . هوا تاریک شده بود و دیروقت هم بود . وایسادم منتظر تاکسی . خیلی شلوغ بود . با خودم گفتم که خدایا خودت یه ماشین خوب برسون که هم راحت باشه هم یارو خیلی یه باشماغ نباشه !

یه ماشین پراید سفید فرتی اومد ... وقتی مقصد رو گفتم یه کله پر از ریش و پشم سرش رو به نشانه تصدیق تکون داد و من و چند تا خانوم دیگه رو سوار کرد . جالبه که اصلا جواب هیچ مردی رو نداد و فقط لیدی سوار کرد . چند متری جلو رفته بود که دیدم داره ماشین داره پرواز میکنه ! یه نگاهی به یارو انداختم دیدم به به چشاش قرمزه و سیگارش هم به راه . فهمیدم که خوب توپ کرده لامصب ! الان هم احتمالا فکر میکنه که سوار فضا پیمای سولاریسه ! خیلی با احترام پرسید: خانوما صدای موزیک که اذیتتون نمیکنه ؟ من در حالی که داشتم کمربندم رو میبستم گفتم خیر .  آقا موزیک گذاشت "سا.سی  مانکن " صداشو برد بالا اون قدر که قلبم مجبور شد خودشو با دوم دوم آهنگ تنظیم کنه و خودش واسه خودش نزنه ! .... بعد از چند دقیقه دیدم آدرنالین خونم زده بالا از چشام داره میزنه بیرون ! همچین احساس سرخوشی میکردم که دلم میخواست دست بزنم و درجا قر بدم ! سرعت .... موزیک .... آی با حال بود ! بعد یه دفعه به خودم اومدم... با خودم گفتم این همه شادی از کجا اومد ؟ نکنه یارو یه چیزی قاطی سیگارش کرده داره هممونو دسته جمعی میبره فضا ! هرچی بو کشیدم دیدم نه بابا خبری نیست . خیالم که راحت شد به حال کردن به طور مضاعف ادامه دادم . یارو که دید من خیلی کیفورم همچی لایی میکشید و به من نگاه میکرد و منم لبخند میزدم که آره بابا کارت درسته ! با این آدرنالین بالا فقط ناقص میشیم نمیمیریم ... تو برو !

سالم رسیدیم خدا رو شکر . وقتی پیاده شدم یه " متشکرم " غلیظ گفتم . یارو هم غش غش  خندید. از اون روز آی سرحالم . آی حالم خوبه ! تقریبا روزی یه بار آهنگ دوم دوم میگزارم و بالا و پائین میپرم .

خلاصه دیسکو به راهه خوشحال میشیم تشریف بیارید . دی جی هم خودمم !

نوشته شده در سه شنبه 3 دی1387ساعت 8:54 بعد از ظهر توسط شبنم | |


Design By : Night Skin