تبليغاتX
یک قطره صبح


یک قطره صبح

مثل همه و با همه متفاوت .... به کلبه کوچیک من خوش اومدین .

 - این روزا کارمون شده سریال Prison Break دیدن و پسته خام خوردن .... خوش به حال اونایی که از همین کارای کوچیک لذت میبرن یکی مثل من که تو همه چی دنبال یه پیام میگرده  داره دنبال دم خوش میدوه  !

- مایکل جان شما خیلی خوش تیپی .... 

- دلم یه سفر میخواد ولی تنهای تنها یه جا مثل ریو دژانیرو در ایام خجسته کارناوال که خر تو خر باشه ... هیچ کس نشناسدت ... دمی به خمره بزنی و اصلا هم ادم مودبی نباشی ...

- ماه آینده تولدمه ... سی ویک تموم میشه .... تا حالا که غلطی نکردم باقیش رو خدا به خیر کنه ! 




نوشته شده در پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 5:13 بعد از ظهر توسط شبنم | |

روزها طولانیه و من ساعت 6 به بعد تشنگی خفم میکنه . هی میرم سر یخچال و نوشیدنیهای سرد رو نگاه میکنم و سلام و احوالپرسی میکنم و بعد میرم سراغ یه چیزی که سرم رو گرم کنه . 

این روزا اصلا حوصله نوشتن ندارم . خیلی بی انگیزه هستم.... 

امروز حرکات یوگا تقریبا داشت اعما و احشا شکمم رو متلاشی میکرد ! مربی میگه "شبنم جان بکش " میگم " به خدا نمیشه منم دلم میخواد ولی نمیشه .....

راستی تو پست قبل نوشتم " دیگه قر ندارم بزنم "!  شاید باید مینوشتم " دیگه قر ندارم بریزم ! "


خوش باشین ... همیشه و همه جا 


 


نوشته شده در یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 8:24 بعد از ظهر توسط شبنم | |

سلام . - خانه جدید خیلی انرژی بخش میباشد و من لذتش را میبرم . - دوست خانومی ما را به ویلای شمال خود دعوت کرد و به محض رسیدن ما با نهایت تعجب کلید را به ما تحویل داد و خودش برگشت برای مهمانی ختنه سوران .... به دنبال این حرکت خرانه و مسخره و ننر شنیدیم که مهمانی برایش از زهر هلاهل (؟) هم بدتر بوده . انسان موجودیست خبیث و هر چقدر هم وانمود به خوبی کند بلاخره رذالت خودش را جایی نشان خواهد داد این بود که احساس کردیم جمیعا دلمان خنک شد ! - همسر در سفر و ما سماق میک میزنیم و از تنهایی برنامه های گندیده و لج در آر تلویزیون ایران را نگاه میکنیم . شادی تو روح سازندگان ، مجریان ، نویسندگانِ این برنامه ها . - شبکه سه قبل از افطار به برنامه داره که اسمش رو نمیدونم ... مجریش رو هم نمیشناسم ولی یه عکس ازش دیده بودم تو یه مجله که واسه پنهان کردن دمبه ممبه ها رفته بود تو پرده خونه و کناره های پرده رو مثل سیندرلا گرفته بود ! . تو یکی از برنامه هاش از مهمونش پرسید "تو از ته دل میگی ام.ام ز.ما.ن یا بهت القا شده؟" و مهمان برنامه همون جوابی رو داد که همه ما انتظار داشتیم ! ... اخر برنامه هم با اون چشای پرروش ذل زد به دوربین و گفت " ماهتون عسل " .........قربونم بری. دیگه قر ندارم بزنم ... تا بعد ....

نوشته شده در دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 11:25 بعد از ظهر توسط شبنم | |


Design By : Night Skin