تبليغاتX
یک قطره صبح - شلم شوربا 2


یک قطره صبح

مثل همه و با همه متفاوت .... به کلبه کوچیک من خوش اومدین .

 

سلام . خدای من شاهده که خیلی دلم میخواد بنوسیم ولی انگیزه منگیزه ندارم !

ولله الان عید رو تبریک بگم خیلی ضایع نیست ؟ بگم ؟ نگم ؟ من که خودم تو حال و هوای عید نیستم . مردم خونه تکونی شون رو شروع کردن من یه هفته س که دست به خونه نزدم ......چی کار کنم خوب  

 راستش مسافرت بودم بازم . دیگه بسمه . ترکیدم از بس رفتم سفر ! (البته اگه منم که باز بگن بیا میرم ).

من دلم شروین میخواد !

چیه این ولنتاین .... هی خرس و گربه و سگ قلب به دست ریخته تو ویترین این مغازه ها .... ایش .  

امروز با خدا تو یه باغ قشنگ بودم ... با درختهای تنومند .  چسبیده بودم بهش از بغلش پائین نمیومدم. خیلی حال داد . یه چیزهایی بهم گفت که مهمترینشون عبارتند از : ـ خیلی شجاعی عزیزم .     ـــ این قدر سخت نگیر     ــ هیچ متوجه شدی که وقتی بد اخلاقی توقعت از دیگرون چند برابر میشه؟             ــ تو برای من مثل یه بچه شیرین هستی که از اشتباهاتت هم لذت میبرم       - نمیخواد واسم گل بچینی همین که احساس رضایت میکنی برام کافیه         - پیشتم تنها نیستی . ( البته این آخری رو همیشه میگه ولی من زود یادم میره ! )  

یه اتفاق خوب افتاده که از شما دوستان عزیزم میخواد همین الان که این پست رو خوندید دعا کنید بر تداوم این اتفاق ....

عیدتون ... ولنتاینتون .... و باقی چیزهاتون مبارک !!

 

 

نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387ساعت 7:20 بعد از ظهر توسط شبنم | |


Design By : Night Skin