تبليغاتX
یک قطره صبح -


یک قطره صبح

مثل همه و با همه متفاوت .... به کلبه کوچیک من خوش اومدین .

 

سلام.

مدتی نبودم و راستش زیاد دلم واسه اینجا تنگ نشده بود . چه کار کنم یههههههههههههههههو گیر میدم به یه چیزی و یه چیز دیگه رو بی خیال میشم .

مهم اینه که خوبم و انشالله که خوبید .

کتاب "شفق" رو خوندم خیلی بهم حال داد . از همینجا ارادتم رو به تمام خون اشام های محترم چه  از نسل کنت دراکولا چه از نسل پشمعلی خان اعلام میکنم . سرم با این کتاب و دنباله ش گرمه . قسمت سوم رو هم از اینترنت دانلود کردیم و داریم به هر جان کندنی هست به انگلیسی میخونیم . حالم به هم میخوره از کتابهای ترجمه شده ایران که نظم و رشته کتاب رو به هم میریزن و همه عشقها توش افلاطونیه و  فقط در حد بوسیدن پیشانی هست و بس ! واسه همین اوریجینال رو ترجیح میدم با اجازه اساتید البته .

سفر بودیم دسته جمعی . خیلی خوش گذشت . موفق به پوشیدن ما.یو در انظار (درست نوشتم ؟ )شدیم که خیلی حال داد از همین جا بود که دیگه یقین پیدا کردم من کافری بیش نیستم !

راستی این youtube چه قدر با حاله . از شیر مرغ تا جون آدمیزاد توش پیدا میشه .

چند تا چیز جدید یاد گرفتم که تا حالا به کار نبردم ولی وقتی فکر میکنم میبینم که عجب مصداق دارن تو بعضی موارد . ایشان ! عبارتند از : "به خر بگی خون دماغ میشه " و "دوستیها هم بوی شاش گرفته " . حالا فردا کامنت نگذارید که اینا قدیمین و فلان. من تازه شنیدمشون .

 

سر شما کجاها گرمه ؟

 

  

نوشته شده در جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 0:56 قبل از ظهر توسط شبنم | |


Design By : Night Skin